یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار/عید نوروز به تمام هموطنان ایرانی به خصوص عاشقان تنها




ای که از هجرت، به شب ها سوختم **** تا سحر، آتش به دل افروختم
ای که غافل از شب و روزم شدی **** با نگاهت، فتنه افروزم شدی
گریه، پنهان در گلو انداختم **** سوختم، با آتش دل سوختم
آتشم بر جان و لب، خنده است **** دل ز سودای توام، آکنده است
هر کجا، هر لحظه، با یاد توام **** من اسیر جور و بیداد توام
ای که ویران ساز بنیادم تویی **** من اسیر دام و صیادم تویی
فارغم از این غم و بیداد کن **** گاه ای فتنه، مرا هم یاد کن
ورنه، روزی خواهی آمد بر سرم **** رفته با باد جفا، خاکسترم

اي غم ،
تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي

نامي نداشت. نامش تنها انسان بود؛و تنها دارايي اش تنهايي اش

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

خود را به که بسپارم وقتي که دلم تنگ است
پيدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است
وقتی نبود به بودنش نیازمند شدم.
وقتی رفت به انتظار آمدنش نشستم.
وقتیکه دیگر نمیتوانست دوستم بدارد اورا دوست داشتم.
وقتی او تمام شد من آغاز شدم.
چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها مردن
چی میشد برگردی بازم به روزای گذشته
هوای پائیزی چرا تو عشق ما نشسته
شبای رفتن تو شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره است

کنار آشیانت آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند
بخاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

من و در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت رو به رو شه
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تومیرم
من و درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
باخیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه من پر تصویر تو میشه
با من غریبگی نکن با من که در گیر تو ام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر تو ام
تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست
آخرین نقطه دنیا تو جهان من همین جاست
تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم
من و نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش وگرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی
بوسه اغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سر فصل کتاب عاشقی
بوسه رمزوارد دلها شدن
بوسه اتش می زند بر جسم وجان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در د لدادگی بی معنی است
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است
بوسه را تکرار میباید نمود
بوسه یعنی عشق واوازو سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دو لب
لحظه هاي با تو بودن زيبا و فراموش ناشدنيست
قشنگ ترين خاطره ي من تو را به خداي زيبايي ها مي سپارم
تا باز زيباترين لحظه ها رو با تو تجربه كنم
رسم این قوم عجیب است
بیا برگردیم قصد این قوم فریب است
بیا برگردیم آنکه یک روز دلم را به نگاهش دادم
خنده اش سرد و غریب است
بیا برگردیم عشق بازیچه شهر است
ولی در دل من دفتر عشق نجیب است
بیا برگردیم

داشتم اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان
جعل میکردم خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی
ببخش اگر این روزها عشق با گریستن ثابت میشود



در کویر سبز عشق ، این سخن از من بگیر
مرگ تو مرگ من است ، پس تمنا می کنم هرگز نمیر
هميشه وقتي به تو مي گفتم: "دوستت دارم "
نگاهت آنچنان قصر شيشه اي قلبم را فرو مي ريخت که
ديگر ياراي نفس کشيدنم نبود!
صدايت چنان رعشه اي بر وجودم مي انداخت که صداي قلبم را
گنجشک پشت ديوار لمس ميکرد..
و امروز من همانم...
هنوزم قلبم براي نفس هاي گرم تو مي تپد!
ولي ديوار قلبت را تارهاي فرانوشي در هم تنيده است...
ديگر صدايت آن شور و عشق را ندارد...
نگاهت را از من دريغ مي کني...
بر تو چه شده است عزيز شبهاي تنهايي من